محل تبلیغات شما



 

پوشش در نماز از جهاتی با غیر نماز تفاوت دارد، از جمله:

  1. پوشش در نماز واجب است؛ هرچند بیننده‌ای نباشد ولی در غیر نماز تنها با وجود بیننده نامحرم واجب خواهد بود.
  2. پوشش در غیر نماز با هر ساترِ مانع از نگاه دیگران تحقّق می‌یابد؛ لیکن در نماز ـ در غیر حال ضرورت ـ باید از نوع لباس باشد. در کفایت پوشش به گیاهان و برگ درختان در غیر حال ضرورت و نیز در اینکه پوشش به مثل گِل در حال اختیار کافی است یا تنها در حال ضرورت؛ و یا حتّی در حال ضرورت نیز کفایت نمی‌کند ـ و در نتیجه چنین کسی فاقد ساتر محسوب می‌شود ـ اختلاف است.[۹۰]

آداب پوشیدن

آغاز کردن از طرف راست بدن در پوشیدن لباس؛ و خواندن دعاهای وارد شده هنگام پوشیدن لباس نو مستحب است. نشسته پوشیدن شلوار مستحب و ایستاده پوشیدن آن و نیز کفش مکروه است.[۹۱]

پوشش به لحاظ جنس یا صفت پوشیدنی دارای احکامی است که در برخی از آنها زن با مرد تفاوت دارد. برخی احکام نیز اختصاص به پاره‌ای احوال، همچون نماز و احرام دارد.

  1. واجبات:از واجبات احرام پوشیدن دو جامه احرام برای مرد است.[۹۲]
  2. مستحبات: پوشیدن لباس نظیف، سفید و از جنس پنبه یا کتان، مستحب است.[۹۳]
  3. محرّمات: پوشیدن لباس ابریشم خالص یا لباسی که آستر آن ابریشم خالص باشد.[۹۴] و نیز لباس زرباف، بر مرد حرام و نماز خواندن با آن باطل است.[۹۵] در حرمت یا کراهت پوشیدن لباس شهرت و بنابر قول به حرمت، در بطلان نماز با آن، اختلاف است.[۹۶]
    1. پوشیدن لباس اختصاصی زن بر مرد و مرد بر زن در صورتی که عنوان تشبّه بر آن صادق باشد حرام است؛ لیکن در بطلان نماز با آن اختلاف می‌باشد.[۹۷]
    2. پوشیدن لباس دوخته بر مرد[۹۸] و قفّازین (نوعی دستکش) بر زن[۹۹] در حال احرام حرام است. پوشیدن لباس زینتی برای زن در حال عدّه وفات حرام است.[۱۰۰]
  4. مکروهات: پوشیدن لباس سیاه، لباس شهرت ـ بنابر قول به عدم حرمت آن ـ لباس کفّار و دشمنان دین، و نیز در نماز پوشیدن لباس نازک و بدن نما، چرکین و لباسی که دارای نقش موجود دارای روح همچون حیوان و انسان است مکروه می‌باشد.[۱۰۱]

 

پس از سقوط رضاشاه در ایران، با مقاومت علما و متدینان، امکان حضور ن در جامعه با رعایت حجاب شرعی، فراهم گشت. بر پایه گزارش‌ها، در سال‌های منتهی به انقلاب اسلامی، استفاده از پوشش اسلامی در ایران رشد محسوسی یافت.[۶۰] در آغاز روند انقلاب اسلامی ایران و در راه پیمایی‌ها، حجاب نمادی اساسی برای مخالفان حکومت بود و نوعی ابراز نیتی و مخالفت با الگوهای تحمیل شده بر ن در دوران پهلوی به شمار می‌رفت.[۶۱]

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، امام خمینی بارها درباره حجاب و اهمیت آن سخن گفت که برخی از آنها پاسخ به پرسش درباره شیوه اجرای حکم حجاب در ایران بود.[۶۲] در اسفند ۱۳۵۸ش، نیز بحث اامی شدن رعایت حجاب از سوی بانوان در جمهوری اسلامی ایران مطرح شد و بر پایه این دیدگاه فقهی که مخالفت عملی با حکم حجاب می‌تواند مشمول کیفر تعزیر باشد، [۶۳] در تبصره مادّه ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی[۶۴] برای آن ضمانت اجرایی کیفری مقرر شد.[۶۵]


 

مطرح شدن موضوع کشفِ حجاب در ایران ـ که زمزمه آن هم زمان بانفوذ و رواج افکار تجددگرایانه از سال‌های نخست پیروزی مشروطه آغاز شد و حدود ۲۵ سال بعد، در ۱۳۱۴ش، به دستور رضا شاه پهلوی اجبار و اجرا گردید ـ سبب نگارش آثار مستقل متعددی در واکنش به این اقدام و اثبات قطعی بودن حکم حجاب در اسلام شد.[۵۷]

نگارش رساله‌هایی به نام حجابیه، ظاهرآ از ۱۳۲۹ با رسالة فی وجوب الحجاب و حرمةالشراب، اثر محمد صادق ارومی فخرالاسلام (عالم مسیحی نومسلمان و نویسنده اَنیسُ الاَعْلام)، آغاز گردید، ولی بیشتر رساله‌های حجابیه در سال‌های ۱۳۰۶ و ۱۳۰۷ش نوشته شدند. پس از سقوط رضاشاه در شهریور ۱۳۲۰ و لغو قانون کشف حجاب اجباری در ۱۳۲۲ش، نیز کتاب‌ها و مقاله‌های زیادی در این باره انتشار یافت.[۵۸] تعدادی از این رساله‌ها به کوشش رسول جعفریان با عنوان رسائل حجابیه در ۱۳۸۰ش به چاپ رسیده است.

ساختار موضوعی و محتوای رساله‌های حجابیه عموماً چنین است:

  1. تاریخ حجاب در ادیان دیگر و سابقه دار بودن آن نزد اقوام و ادیان گوناگون؛
  2. بررسی آیات و احادیث راجع به حجاب و آرای فقها درباره حد آن؛
  3. فلسفه حجاب؛
  4. اهمیت تعلیم و تربیت بانوان و تعارض نداشتن حجاب با آن؛
  5. بیان اهداف طرفداران کشف حجاب،
  6. گزارش انتقادهای آنان و پاسخ به آنها؛
  7. بررسی آثار منفی رفع حجاب، مانند رواج بی‌عفتی، کاهش ازدواج و افزایش طلاق.

رویکرد مباحث در مقالات و کتاب‌های نگاشته شده بر ضد حجاب نیز بدین گونه است:

  1. تحریف مسائل مطرح شده در ذیل آیات مربوط به حکم پوشش،
  2. منافات داشتن حجاب با شیوه زندگی جدید،
  3. ضرورت آزادی زن،
  4. ناسازگاری حجاب با مشارکت زن در فرایند تعلیم و تربیت و فعالیت‌های اجتماعی،
  5. فاقد اصالت دینی بودن حجاب به سبب وارد شدن آن از دیگر فرهنگها به فرهنگ مسلمانان،
  6. انکار ارتباط حجاب با عفت و تأکید بر تأثیر منفی حجاب در برانگیختن احساسات غیراخلاقی جنسی.

گفتنی است که در سال‌های آخر دهه ۱۳۴۰ش، کتابِ مسئله حجاب مرتضی مطهری از آثار مهم و تأثیر گذار در دفاع از حکم حجاب بود و به سبب ویژگی‌های انحصاری آن با اقبال بسیار روبه رو شد.

پس از پیروزی انقلاب (۱۳۵۷ش) نیز، باتوجه به برجسته‌تر شدن جایگاه و اهمیت حجاب در جامعه‌ای که بر پایه آموزه‌های دینی انقلاب کرده بود، مقالات و آثار بسیاری در این باره به چاپ رسید.[۵۹]


در فقه اسلامی شکل خاصی از پوشش برای زن تعیین نشده و فقط بر پوشیده بودن بدن، جز موارد استثنا، تصریح شده است، [۵۱] حتی برخی فقها پوشش حجم بدن را بنفسه لازم ندانسته‌اند.[۵۲] البته آنان پوشیدن لباس‌های نازک و بدن‌نما و تحریک‌آمیز را نپذیرفته‌اند و درباره استفاده از لباس‌های رنگارنگ و تزیین شده ملاحظاتی دارند.[۵۳]

شکل حجاب و چگونگی انطباق آن با معیارهای پوشش اسلامی با توجه به عواملی چون فرهنگ و آداب و باورها و عرف و شرایط اقلیمی و گاه محدودیتهای اجتماعی هر سرزمین، تفاوت می‌کرده است. مثلاً رایج‌ترین نوع پوشش اسلامی در ایران، چادر بوده که در مقاطع گوناگون تاریخی و اوضاع جغرافیایی، متنوع بوده است، اما ن مسلمانِ پایبند به حجاب در بسیاری از کشورهای اسلامی، دست کم در دهه‌های اخیر، به ندرت از چادر استفاده کرده‌اند. در کشورهای عربی خاور میانه، عَبایه و در مغرب، جلّاب رایج بوده و همچنان رایج است. ن مسلمان مقیم کشورهای غیراسلامی ـ که‌گاه محدودیت‌هایی برای رعایت حجابشان اعمال می‌شود ـ نیز کوشیده‌اند پوشش مناسب از نظر محیطی و مقبول از نظر شرعی را طراحی و درباره مطابقت آن با موازین فقهی، استفتا کنند.[۵۴]


 

اگرچه حجاب، دستوری قرآنی و تکلیفی دینی است که مخاطبان آن اصالتاً مکلّفان هستند، اما ماهیت این حکم، اجتماعی است و ازاین رو رعایت یا عدم رعایت آن بروز و ظهور اجتماعی می‌یابد. از سوی دیگر، اقتضای اطلاقات دلایل احکام فردی و اجتماعی دین آن است که تمام مقررات دینی در جامعه اجرا شود و شارع به رعایت نشدن احکام دین راضی نیست. از لوازم این موضوع آن است که حکومت‌ها در یک جامعه اسلامی در برابر جهت‌گیری اخلاقی مردم و اجرای احکام شریعت در زندگی اجتماعی مسئولیت دارند و باید به حفظ شؤون اجتماع ملتزم باشند و به آموزه‌های دینی احترام گذارند.[۵۵]

دولت اسلامی همان گونه که نمی‌تواند اجازه شرب خمر علنی را، حتی به پیروان ادیان دیگر بدهد، نمی‌تواند با رعایت نشدن حجاب در جامعه نیز موافقت کند، زیرا حجاب، فراتر از ادای تکلیف توسط مؤمنان، هنجاری لازم الاجرا در جامعه دینی است.

برخی مخالفان دخالت حکومت در این زمینه بر آن‌اند که پیشگیری از بی‌حجابی سابقه فقهی و تاریخی ندارد و سیره معصومان، به ویژه پیامبر(ص) و امام علی(ع) که حکومت تشکیل داده بودند، اام حکومتی حجاب نبوده است و آنان به تذکر و ارشاد بسنده می‌کرده و هیچ‌گاه برای بی‌حجابی حکم کیفری صادر نکرده‌اند.[۵۶] در پاسخ این ادعا گفته‌اند که اصولاً تا قبل از دوره جدید، حجاب ن امری متداول و شایع در دنیای متمدن بوده است. حکومت‌های مسلمان در گذشته با این مسئله به شکل کلان روبه‌رو نبودند و تنها در سده اخیر، و به تبع تغییر وضع در دنیای غرب، حرکت‌های گوناگونی برای رفع حجاب در کشورهای اسلامی سازمان‌دهی شد.


از نکات مورد تأکید فقها تأسیسی بودن حکم حجاب در اسلام است[۴۶] و دیگر اینکه اصل حجاب از احکام ضروری اسلام است؛ [۴۷] ازاین رو، فقها حتی در وضعی که زندگی شویی زن به سبب رعایت حجاب به مخاطره افتد، برداشتن حجاب را به انگیزه رفع مخاطره، جایز ندانسته‌اند.[۴۸] در عین حال، در موارد اضطرار (مانند بیماری) رفع حجاب به مقدار ضرورت تجویز شده است.[۴۹]

فتاوای فقها حاکی از آن است که فعالیت‌ها و مراودات اجتماعی ن را به هیچ روی منافی با حجاب نمی‌دانند و از جمله بر جواز اشتغال و تحصیل بانوان، مشروط بر رعایت حجاب، فتوا می‌دهند.[۵۰]

 


تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

کسب و کار موفق